جمال الدين محمد الخوانساري
9
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
واميد مدار كسى را مگر خداى سبحانه را ، وانتظار مكش آنچه را بياورد از براي تو تقدير حق تعالى ، اين بنا بر اين است كه در أول فصل مذكور شد كه « ان » از براي شرط در استقبال است در سر فعل ماضي كه داخل شود آن را بمعنى مستقبل برد يعنى اگر خواهى كه ببندى ومحكم گردانى ايمان خود را پس چنين باش . وممكن است كه معنى اين باشد كه اگر بسته ومحكم كرده ايمان خود را يعنى دعوى اين معنى ميكنى وراست ميگوئى پس چنين باش ومراد به آن چه حكم شده بر أو اين است كه حكم خدا شده باشد بآن وضرر أو در آن باشد وبراي أو اين كه حكم شده باشد بآن ونفع أو در آن باشد . وممكن است « 1 » كه « ايمان » بفتح همزه خوانده شود بمعنى قسمها وآنچه در حكم آنها باشد از نذرها وعهدها ومعنى آن باشد كه : اگر محكم كنى قسمها را يعنى در باب امرى يا نكردن آن قسم محكم ياد كنى باين كه از روى قصد ونيت وصيغه شرعيه باشد ولغو وبازى كردن نباشد وهمچنين در نذر وعهد يا محكم كنى عهد وپيمانى را با كسى پس وفا كن بآن ومخالفت آن مكن وراضى شو در آن باب به آن چه حكم شده باشد بر تو واز براي تو تا آخر كلام وپوشيده نيست كه اين بلفظ « عقدت » مناسبتر است زيرا كه شايع نسبت آن بقسم وپيمان است نه بايمان نهايت آنچه در جزا فرمودهاند بمحكم كردن ايمان مناسب تر است چنانكه بر متأمل مخفى نيست مگر اين كه مراد به « ايمان » بفتح نيز عهدها وپيمانها باشد كه آدمي بايد كه بكند با حق تعالى ورسول وخلفاى أو صلوات اللّه وسلامه عليه وعليهم أجمعين كه باز بايمان برگردد واللّه تعالى يعلم . 3724 ان وقعت بينك وبين عدوّك قصّة عقدت بها صلحا وألبسته بها ذمّة فحط عهدك بالوفاء وارع ذمّتك بالأمانة واجعل نفسك جنّة بينك وبين ما أعطيت من عهدك .
--> ( 1 ) از عبارت و « ممكن است ايمان » بفتح تا آخر فقط در نسخه كتابخانه مدرسه سپهسالار ضبط شده است ودر نسخه كه بخط شارح ( ره ) است نيست .